ايران » به مناسبت روز جهاني معلولان گزارش مي دهد جامعه آگاه ، معلولان توانا ميرزا حبيب، پدر بزرگ احمد كه مادرزادي نابينا پا به جهان پر از رمز و راز و پر از واقعيت گذاشت، هميشه از فردي در روستايشان سخن مي گفت كه نابينا بود و چه دردسرهايي كه نكشيد و حتي نتوانست با فردي هم شأن خودش ازدواج كند چرا كه همه بر ناتواني آنها انگشت مي نهادند، توگويي هر كه نابينا متولد مي شد ديگر از بقيه موهبات پروردگار بي نصيب است. آري، ترسي كه ميرزا هميشه در زندگي داشت كه نكند نزديكانش نيز دچار چنين نقصي شوند بر سرش آمد، احمد در دوران مدرن زندگي نابينا شده بود. قرينه همان فرد نابيناي روستا و طنز روزگار آنجا بود كه دوره نابينايي هم ولايتي ميرزا حبيب با دوره نابينايي احمد، در اصل قضيه كه همان اذعان برخي بر ناتواني فرد نابينا بود هيچ تفاوتي نداشت اما تنها تمايز اصلي دوره هم ولايتي ميرزا حبيب با احمد نوه اش در طرحي بود به نام توانبخشي مبتني بر جامعه. CBR چيست رامين رضايي، كارشناس ارشد مديريت توانبخشي و رئيس ستاد CBR سازمان بهزيستي كشور در تعريف مقوله توانبخشي مبتني بر جامعه به تعريف ارائه شده از سوي سازمان جهاني بهداشت، يونسكو و سازمان بين المللي كار مي پردازد و مي گويد: «توانبخشي مبتني بر جامعه (community Based Reabilitation) در واقع راهبردي در درون برنامه توسعه يك جامعه براي توانمند ساختن معلولان است تا آنها بتوانند توانمندي هايشان را در زمينه جسماني، رواني، اجتماعي و مشاركتي به حداكثر برسانند. CBR درواقع يك برنامه توانمندسازي است براي افزايش عملكرد فرد معلول» چيزي كه در اين تعريف نهفته است مبتني بر «جامعه» بودن آن است؛ منظور از جامعه چيست رضايي معتقد است: «منظور از جامعه، اجتماع هاي كوچك محلي است. درواقع توانبخشي مبتني بر جامعه، راهبردي براي ارائه خدمات توانبخشي درون جامعه با همكاري اعضاي جامعه و خانواده ها است چرا كه نكته مهم در توانمندسازي فرد معلول، دادن نقش هاي مختلف به او در خانواده و جامعه است.» معلوليت درواقع در تعامل فرد با جامعه مفهوم پيدا مي كند. پژوهش ها حاكي است به رغم اين كه در كشورهاي توسعه يافته فرصت هاي مناسبي براي توانمندسازي افراد معلول در نظر گرفته اند اما هنوز اين فرصت ها به مشاركت افراد معلول نينجاميده است. رضايي در پاسخ به اين سؤال كه چرا طرح هاي توانبخشي مبتني بر جامعه در كشورهاي در حال توسعه به ايجاد فرصت هاي برابر براي افراد معلول منجر شده است، مي گويد: «وجود نگرش هاي منفي در افراد جامعه به صورت يك مانع عمل مي كند. ايجاد حقوق برابر يكي از اهداف CBR است اما اين امر محقق نخواهد شد مگر آن كه زمينه هاي لازم را از منظر حقوقي و فراهم كردن فرصت هاي برابر فراهم كنيم. رئيس ستاد CBR در ادامه به خدمات شش گانه اي كه در اين طرح ارائه مي شود اشاره مي كند: «آموزش خانواده يكي از نكات مهم در اين طرح است زيرا هم موجب مشاركت خانواده در پذيرش فرد معلول مي شود و هم در مشاركت توانبخشي در منزل نقش مهمي ايفا مي كند. گام بعدي آموزش خارج از خانواده است. در اينجا نيازهاي آموزشي فرد معلول در حرفه آموزي را پيگيري مي كنيم كه قطعاً ظرفيت سازي در مدارس كه شامل مناسب سازي مكان ها نيز مي شود جزو برنامه ها بوده است. مرحله سوم، ساده سازي خدمات است، CBR به ارائه خدمت در درون جامعه توصيه مي كند لذا خدماتي كه ارائه مي شود بسيار ساده و مهارتي قابل ارائه از سوي جامعه و افراد است. در بخش ديگر كه لازمه حضور افراد متخصص است، براساس اصل ارجاع، فرد به سطوح بالاتر جامعه محلي ارجاع داده مي شود. مرحله چهارم، تأمين وسايل كمك توانبخشي براي ارتقاي عملكردهاي جسماني فرد معلول است كه ارائه وسايلي از جمله عصا، واكر و سمعك براي معلولان تحت پوشش را شامل مي شود. هدف بعدي، حرفه آموزي و ايجاد اشتغال براي افزايش مشاركت معلولان در فعاليت هاي اجتماعي است زيرا يكي از شاخص هاي اجتماعي شدن، داشتن شغل است كه منجر به خودكفايي فرد مي شود و درواقع برنامه هاي توانبخشي وقتي به نتيجه مطلوب مي رسد كه فرد شغل مناسبي داشته باشد. يكي از شيوه هاي مورد استفاده در اينجا استفاده از شيوه استاد ـ شاگردي است؛ يعني استفاده از استادان محلي براي آموزش به افراد معلول. برهمين اساس افراد قابل توجهي از جمعيت هدف در روستاها مشغول به كار شده اند. آخرين مرحله از اين طرح، حمايت هاي اجتماعي است، به نحوي كه افرادي كه نيازمند حمايت هاي ويژه اي هستند بتوانند از حداقل امكانات بهره مند شوند تا در مسير توانمند شدن به نيازهاي ابتدايي شان پاسخ بگويند؛ مثل حمايت در دوران تحصيل، پرداخت مستمري و هزينه ازدواج. توانبخشي مبتني بر جامعه در ايران رئيس ستاد CBR مي گويد: «در سال ۱۳۷۳ فعاليت را از مناطق روستايي آغاز كرديم چون امكان دسترسي به خدمات در شهرها فراهم بود. در تلاش بوديم تا بتوانيم معلوليني را كه دور از شهرها هستند تحت پوشش قرار دهيم. 2 درصد از جمعيت ساكن در مناطق روستايي را معلول شناسايي كرديم كه نيازمند خدمت بودند.» وي در پاسخ به اين پرسش كه نحوه شناسايي اين افراد چگونه بوده است، اظهار مي دارد:«در ابتدا از طريق خانه هاي بهداشت به صورت سرشماري خانه به خانه كار را شروع كرديم. بهورزان آموزش ديده با مراجعه به در منازل شروع به شناسايي اين افراد مي كردند و چنانچه دچار شك مي شدند با توجه به نظام ارجاع، فرد را به افراد متخصص در سطوح بالاتر ارجاع مي دادند، اما نظام بهداشتي به جهت مشغله ها و نگاه پزشكي نمي توانست همه جنبه هاي CBR را تحت پوشش قرار دهد. بنابراين از شركاي كاري ديگر استفاده كرديم لذا بعد از گذشت مدتي از اجراي طرح، نظام ارائه خدمات چند بخشي را مطرح كرديم. طبق تفاهمنامه با سازمان دهياري ها و شهرداري ها، سازمان صدا و سيما در استان ها، نماينده وزارت كار، نماينده كميته امداد، معاونت كارآفريني و اشتغال، معاونت امور فرهنگي و پيشگيري، معاونت اجتماعي، نماينده دانشگاه علوم پزشكي در استان، نماينده تشكل هاي معلولان به همراه كارشناس استانداري، شوراي CBR هر استان را تشكيل مي دهند. اين شوراها در سطوح استاني، كشوري، شهرستاني و محله اي تشكيل شده است و امروز در ۳۰ استان، ۲۱۲ شهرستان و نزديك به ۷ هزار محله سطوح مختلف اين شورا را داريم. همچنين طي دو سال اخير ۱۳۵ هزار معلول روستايي شناسايي شده اند، ۵۰۰ ميليون اعتبار براي اشتغال CBR اختصاص داده شده و تاكنون ۶۲۰ معلول در روستاها مشغول به كار شده اند.» اين كارشناس توانبخشي تأكيد مي كند: «معلولان به علت شيوه رفتار نامناسب مسئولان در سال هاي گذشته، تصور مي كنند كه بايد مستمري بگير باشند، در حالي كه معلولان موفق زيادي داريم و معرفي آنها مي تواند در ايجاد حس اعتماد به نفس در اين افراد مؤثر باشد چرا كه هيچ حركتي براي معلولان بدون مشاركت خودشان به سرانجام نمي رسد. به رغم محدوديت هاي جسمي، معلولان قادرند حصارها را بشكنند و حس خودباوري و مشاركت حداكثري را به ظهور برسانند، و اين با توجه به حضور معلولان توانمند در كشورمان، امري دست يافتني است، چرا كه به اذعان كارشناسان سازمان جهاني بهداشت، كشور ما در زمينه اجراي طرح CBR، يكي از موفق ترين نمونه ها در منطقه مديترانه شرقي است و از نظر كمي و كيفي رتبه اول را در اختيار داريم.» رضايي مي گويد: «اميدواريم شاهد مشاركت پررنگ تر بخش خصوصي در اجراي اين طرح باشيم و سازمان هاي مردمي معلولان مالكيت اين برنامه را برعهده بگيرند چرا كه هر وقت خود مردم و گروه هاي خاص، اين مسئوليت را برعهده بگيرند موفقيت ها صدچندان خواهد بود.» رئيس ستاد توانبخشي مبتني بر جامعه از اجراي طرح تسهيل گران تحصيلكرده بومي خبر مي دهد و مي گويد: «از آنجا كه بخشي از كاركنان محلي، نيروهاي داوطلب بودند و فعاليت شان موقت بود، با اين طرح قصد داريم كارشناسان محلي را كه شغل ندارند در همان روستا جذب كنيم. اين افراد به عنوان توانياران اجتماعي مشغول به كار خواهند شد.» ميرزا حبيب اين روزها سر راحت بر بالين مي گذارد چرا كه با مناسب سازي مدرسه به كمك اهالي مدرسه احمد مي تواند همانند ديگر دانش آموزان درس بخواند و گليم خودش را از آب بيرون بكشد. او حالا مفهوم توانبخشي مبتني بر جامعه را درك مي كند . سميه افشين فر |